بی تو من زنده نمانم ...

♦•♦•♦•♦ پاسخ زیبای هما میر افشار به فریدون مشیری ♦•♦•♦•♦


بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
...
صید افتاده به خونم

تو چه سان میگذری غافل از اندوه درونم

بی من از کوچه گذرکردی و رفتی

بی من از شهر سفرکردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تاخم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی...

نگهت هیچ نیفتادبه راهی که گذشتی

چون درخانه ببستم

دگر از پای نشستم

گوییا زلزله آمد

گوییا خانه فروریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی

برنخیزد دگر از مرغک پربسته نوایی

تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من که ز کویت نگریزم

گر بمیرم ز غم دل با تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدایی نتوانم

نتوانم

بی تو من زنده نمانم ...

/ 2 نظر / 32 بازدید